سه اسکوپ قهوه انتخاب می کنی و بیرون روی صندلی های چوبی روبروی من می نشینی. این آخرین باری ست که نگاهت می کنم، گرچه نمی دانم. نمی دانم که قرار است تا چند ساعت بعد همه چیز تمام شود و من بمانم در اندوه یک لحظه، صدایت. امشب که بعد از آن روز روی همان صندلی چوبی نشسته بودم، مدام چشمان تو در ذهنم بود و خیره شده بودم به دختری که مو نداشت اما وقتی می خندید چاله های صورتش مثل تو بود.

 

آهنگ پیشنهادی: موتسارت - سینفونیا کنسرتانت برای ویلن، ویولا و ارکستر - موومان دوم - k364

(آهنگ کاور: Barbra Streisand - The windmills of your mind)

+ نوشته شده در  ۱۳۹۳/۰۴/۱۶ساعت 1:6  توسط مهاجر  |