تو را به برگهای درخت نازک کوچه ات حرف نزن. حرف که میزنی انعکاس لبهایت را تمام بادها می برند. تو را به زمستانِ پنجره ات حرف بزن. حرف که میزنی تلاطمِ وحشیِ لبهایت استخوان هایم را میبوسند. حرف نزن که لبانت سکوتِ عجیبِ بن بستِ چشمهایت را به خاطرم می آورد اما حرف بزن که سرخیِ لبانت محو م کند در گرمای تن ت، در حضورِ رخدادهای گذشته در انحنای لطیفِ گونه هایت. حرف باش با من، اما حریفم نباش. سرد باش اما نه پائیز. اواسطِ دی باش اما نه زمستان. حرف نزن اما صدای حرفم باش. صدای لاسِ غمگینِ لبهای تو در تو. حرف بزن اما چیزی نگو.

 

آهنگ پیشنهادی: The White Buffalo-Oh Darlin

+ نوشته شده در  ۱۳۹۸/۰۳/۰۶ساعت 22:1  توسط مهاجر  |